جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Midget
01
کوتوله, فرد کوتاه قد
a person of short stature, especially with dwarfism
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
midgets
مثالها
He was diagnosed with a rare form of dwarfism, which classified him as a midget under older medical terminology.
او با یک شکل نادر کوتولگی تشخیص داده شد که او را تحت عنوان کوتوله در اصطلاحات پزشکی قدیمی طبقهبندی میکرد.
midget
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most midget
شکل تفضیلی
more midget
درجهپذیر
مثالها
The garden gnome collection included midget figurines, adding a whimsical touch to the backyard.
مجموعه گنوم باغ شامل مجسمههای کوچک بود، که به حیاط خلوت جلوهای خیالانگیز میداد.



























