جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Midget
01
کوتوله, فرد کوتاه قد
a person of short stature, especially with dwarfism
offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
midgets
مثالها
The actor with dwarfism rejected roles portraying midgets.
بازیگر مبتلا به کوتولگی نقشهایی را که کوتولهها را به تصویر میکشند رد کرد.
midget
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most midget
شکل تفضیلی
more midget
درجهپذیر
مثالها
In the fairy tale book, the characters encountered a magical world with midget castles and tiny enchanted creatures.
در کتاب افسانهها، شخصیتها با دنیایی جادویی روبرو شدند که دارای قلعههای کوچک و موجودات جادویی ریز بودند.



























