جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Microsurgery
01
ریزجراحی
a precise surgical technique that uses a microscope for intricate procedures on small structures
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
microsurgeries
مثالها
Microsurgery helped Lisa regain feeling in her fingers after a nerve injury.
میکروسرجری به لیزا کمک کرد تا پس از آسیب عصبی، احساس را در انگشتانش بازیابد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
microsurgery
surgery
surge



























