جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
merrily
مثالها
The children played merrily in the sunshine.
بچهها با شادی زیر نور خورشید بازی کردند.
1.1
شادمانه, با نشاط
in a brisk, lively, or pleasantly active way
مثالها
The stream flowed merrily over the rocks.
جویبار شادمانه بر روی سنگها جریان داشت.
درخت واژگانی
merrily
merry
merr



























