جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Assistant
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
assistants
مثالها
He works as a personal assistant for a famous actor.
او به عنوان دستیار شخصی برای یک بازیگر معروف کار میکند.
assistant
01
دستیار, معاون
of or relating to a person who is subordinate to another
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر



























