جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Matriarch
01
گیسسفید, زن کهنسال و محترم یک خانواده
a woman who leads or dominates a family, group, or tribe
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
matriarchs
مثالها
The village respected the matriarch for her decades of leadership and her ability to keep peace among the various families.
روستا به ماتریارک به خاطر دههها رهبری و تواناییاش در حفظ صلح میان خانوادههای مختلف احترام میگذاشت.
02
ماتریارک, یک زن مسن پرخاشگر با سینههای بزرگ (همانطور که در کارتونها کشیده شده است)
a feisty older woman with a big bosom (as drawn in cartoons)
درخت واژگانی
matriarchal
matriarchic
matriarch



























