جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تودهها, جمعیت عمومی
تبلیغات برای تأثیرگذاری بر تودهها استفاده میشد.
حجم بدن
بدنسازان به دنبال افزایش توده عضلانی هستند.
حجم زیاد, انبوه، تعداد زیاد
یک جمعیت از مردم در خارج از سالن کنسرت منتظر بودند.
توده, انبوه
اتاق زیر شیروانی پر از تودهای از کتابها و کاغذهای قدیمی بود.
در فیزیک، جرم معیاری برای مقدار ماده در یک جسم است.
مِسا, مِسای مقدس
خانواده هر یکشنبه صبح در مراسم عشای ربانی شرکت میکرد.
جرم, توده
یک جرم تاریک نزدیک سطح آب شناور بود.
جرم, حجم
تودهای از شواهد از نظریه حمایت میکند.
مِسا, مِسای آیینی
مسای تاجگذاری موتسارت در سراسر جهان اجرا میشود.
مِسا, مراسم عشای ربانی
عشای ربانی لاتین از یک نظم آیینی سختگیرانه پیروی میکند.
جمع شدن، گرد هم آمدن
معترضان در میدان شهر جمع شدند تا خواستار اصلاحات سیاسی شوند.
جمع کردن, انباشتن
او در حال جمعآوری نیروهایش برای نبرد پیش رو است.
انبوه, جمعشده
تکنیکهای تولید انبوه منجر به ایجاد کالاهای مصرفی مقرونبهصرفه شدهاند.



























