جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mantelpiece
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
mantelpieces
مثالها
She decorated the mantelpiece with a collection of vintage candlesticks and fresh flowers, creating a focal point in the living room.
او قفسه شومینه را با مجموعهای از شمعدانهای قدیمی و گلهای تازه تزئین کرد و یک نقطه کانونی در اتاق نشیمن ایجاد کرد.



























