جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mango
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
mangoes
مثالها
I like to freeze mango chunks for a cool, refreshing snack.
من دوست دارم تکههای انبه را برای یک میانوعده خنک و طراوتبخش منجمد کنم.
02
درخت انبه, انبه
large evergreen tropical tree cultivated for its large oval fruit
mango
01
زرد انبهای
having a warm, rich, and vibrant orange-yellow color reminiscent of the ripe fruit it is named after
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
mangoest
شکل تفضیلی
mangoer
درجهپذیر
مثالها
The mango throw pillows on the sofa added a touch of warmth to the living room.
بالشهای پرتابی رنگ انبه روی مبل، گرمی خاصی به اتاق نشیمن اضافه کرد.



























