جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Aspirant
01
جویای نام, فرد جویای (مقام یا جایگاه)
an individual who actively seeks a role, title, or achievement, often with ambition and determination
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
aspirants
مثالها
Political aspirants filled the stage, each hoping to win the election.
داوطلبان سیاسی صحنه را پر کردند، هر یک امیدوار به پیروزی در انتخابات بودند.
aspirant
01
نامزد, آرزومند
seeking to achieve a position, honor, or recognition
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
She gave an aspirant speech, full of ambition and hope.
او یک سخنرانی آرزومند ارائه داد، پر از جاهطلبی و امید.



























