جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
مشکل عمده ای که شهر با آن روبرو است، کمبود مسکن مقرون به صرفه است.
ماژور (موسیقی)
این قطعه در یک گام ماژور روشن و روحافزا ساخته شده است.
عمده, مهم
بیمار مجبور شد یک عمل جراحی بزرگ برای برداشتن تومور انجام دهد.
بزرگتر, ارشد
در مدرسه، او به عنوان مِیجر براون شناخته میشد، که نشان میداد او بزرگتر از دو برادر است.
او پس از گذراندن یک دوره مقدماتی و کشف علاقه خود به این موضوع، تصمیم گرفت روانشناسی را به عنوان رشته اصلی خود اعلام کند.
دانشجو (رشته بهخصوصی)
او رشته اصلی زیستشناسی با رشته فرعی شیمی دارد.
سرگرد تمرینات آموزشی را هماهنگ کرد، اطمینان حاصل کرد که همه سربازان برای استقرار آماده هستند.
یک میجر, یک گل بزرگ
او در کوارتر نهایی یک گل بزرگ زد تا پیروزی را قطعی کند.
تخصص داشتن
او تصمیم گرفت در دانشگاه در روانشناسی تخصص بگیرد.
درخت واژگانی



























