جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Loved one
01
عزیز, نزدیک
a person who one cares deeply about, such as a family member, close friend, or significant other
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
loved ones
مثالها
He took time off work to care for a loved one who was ill.
او برای مراقبت از عزیزی که بیمار بود از کار مرخصی گرفت.



























