جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Loose cannon
01
شخص خارجازکنترل
a person who has lost their sanity, often momentarily
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
loose cannons
مثالها
We need to be cautious around Tom; he 's a loose cannon and could jeopardize the entire project with his impulsive decisions.
ما باید در مورد تام محتاط باشیم؛ او یک فرد غیرقابل پیشبینی است و میتواند با تصمیمات تکانشی خود کل پروژه را به خطر بیندازد.



























