جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Loose cannon
01
آدم غیرقابلپیشبینی, آدم ازکنترلخارج
a person who has lost their sanity, often momentarily
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
loose cannons
مثالها
Do n't send him into the meeting; he 's a loose cannon today.
او را امروز به جلسه نفرست؛ امروز آدم غیرقابلپیشبینیای است.



























