جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Loose cannon
01
آدم غیرقابلپیشبینی, آدم ازکنترلخارج
a person who has lost their sanity, often momentarily
اصطلاح
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
loose cannons
مثالها
He became a loose cannon after the argument.
بعد از آن جر و بحث، کاملاً غیرقابلپیشبینی شد.



























