جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Loneliness
مثالها
After moving to a new city, Sarah experienced deep loneliness as she struggled to make friends.
پس از نقل مکان به یک شهر جدید، سارا تنهایی عمیقی را تجربه کرد در حالی که برای دوست یابی تلاش میکرد.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The loneliness of the remote village was evident, with no neighbors for miles around.
تنهایی روستای دورافتاده آشکار بود، بدون همسایه برای مایلها در اطراف.
03
تنهایی, انزوا
a disposition toward being alone
درخت واژگانی
loneliness
lonely
lone



























