جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Loneliness
مثالها
Despite being surrounded by people, a profound sense of loneliness settled in John's heart, making social events difficult for him.
علیرغم اینکه توسط مردم احاطه شده بود، احساس عمیقی از تنهایی در قلب جان جا خوش کرد، که باعث شد رویدادهای اجتماعی برای او دشوار شود.
مثالها
His loneliness was apparent as he wandered through the empty halls of the house.
تنهایی او آشکار بود در حالی که در راهروهای خالی خانه پرسه میزد.
03
تنهایی, انزوا
a disposition toward being alone
درخت واژگانی
loneliness
lonely
lone



























