جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lodging
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
lodgings
مثالها
After a long day of travel, they were relieved to reach their lodging.
پس از یک روز طولانی سفر، آنها از رسیدن به محل اقامت خود احساس آرامش کردند.
02
اسکان, اتاق اجارهای
a room or rooms in someone's house rented for residence
مثالها
The student found lodgings with a local family.
دانشجو محل اقامت را با یک خانواده محلی پیدا کرد.



























