جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lodging
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
lodgings
مثالها
We found a cozy lodging in the mountains for our weekend getaway.
ما یک اقامتگاه دنج در کوهستان برای فرار آخر هفتهمان پیدا کردیم.
02
اسکان, اتاق اجارهای
a room or rooms in someone's house rented for residence
مثالها
He was searching for lodgings near his new job.
او در جستجوی محل اقامت نزدیک شغل جدیدش بود.



























