جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to loathe
01
بیزار بودن, نفرت داشتن، متنفر بودن
to dislike something or someone very much, often with a sense of disgust
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
زمان حال
loathe
سومشخص مفرد
loathes
وجه وصفی حال
loathing
گذشته ساده
loathed
اسم مفعول
loathed
مثالها
I absolutely loathe getting stuck in traffic.
من کاملاً از گیر کردن در ترافیک متنفرم.



























