جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lifeguard
01
نجاتغریق
someone who is employed at a beach or swimming pool to keep watch and save swimmers from drowning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
lifeguards
مثالها
The lifeguard quickly responded to the swimmer in distress, pulling him safely to shore.
ناجی غریق به سرعت به شناگر در حال غرق پاسخ داد و او را با ایمنی به ساحل کشید.
درخت واژگانی
lifeguard
life
guard



























