جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lifeboat
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
lifeboats
مثالها
Passengers were instructed to board the lifeboats calmly and follow the crew's directions during the emergency drill.
به مسافران دستور داده شد که در طول تمرین اضطراری با آرامش به قایقهای نجات سوار شوند و دستورات خدمه را دنبال کنند.
درخت واژگانی
lifeboat
life
boat



























