جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Legion
01
لژیون, ارتش
an old-fashioned term for referring to army
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
legions
02
لژیون, جمعیت
a large group or number of people or things
مثالها
A legion of fans gathered outside the stadium to meet their favorite singer.
یک لژیون از طرفداران در خارج از استادیوم جمع شدند تا با خواننده مورد علاقه خود ملاقات کنند.
03
لژیون
a large military unit
04
لژیون, انجمن سربازان سابق
association of ex-servicemen



























