جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Landslide
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
landslides
مثالها
The heavy rains triggered a landslide that blocked the main road.
بارانهای شدید باعث ریزش کوه شد که جاده اصلی را مسدود کرد.
02
پیروزی قاطع, کامیابی چشمگیر
an election result in which a candidate or party wins by a very large margin
مثالها
The incumbent won by a landslide.
صاحب منصب با پیروزی قاطع برنده شد.



























