جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
kindled
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most kindled
شکل تفضیلی
more kindled
درجهپذیر
مثالها
The kindled torch lit their way through the dark woods.
مشعل روشن شده راه آنها را از میان جنگل تاریک روشن کرد.
درخت واژگانی
enkindled
unkindled
kindled
kindle



























