جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Armpit
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
armpits
مثالها
The athlete wiped the sweat from his armpits with a towel after a grueling workout.
ورزشکار پس از یک تمرین سخت، عرق زیر بغل خود را با حوله پاک کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
armpit
arm
pit



























