جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Armpit
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
armpits
مثالها
She felt self-conscious about her armpits, worried about the appearance of darkened skin in that area.
او درباره زیر بغلهایش خودآگاه بود، نگران از ظاهر پوست تیره در آن ناحیه.
درخت واژگانی
armpit
arm
pit



























