جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
verpflichtet
01
موظف, مجبور
Dazu gezwungen, etwas zu tun
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
درجهناپذیر
صرفپذیر
مثالها
Er ist verpflichtet, die Regeln zu befolgen.
او موظف است که قوانین را رعایت کند.



























