جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
verlangen
01
تقاضا کردن, خواستن، مطالبه کردن
Etwas energisch oder förmlich fordern
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
ver
فعل پایه
langen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
verlange
سومشخص مفرد
verlangt
وجه وصفی حال
verlangend
گذشته ساده
verlangte
اسم مفعول
verlangt
مثالها
Sie verlangte eine schriftliche Entschuldigung.
او درخواست عذرخواهی کتبی کرد.
02
خواستن, نیاز داشتن
Ein dringendes Bedürfnis nach etwas oder jemandem haben
مثالها
Er verlangte am Telefon nach dem Manager.
او درخواست کرد که با مدیر صحبت کند.



























