جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
umsetzen
01
اجرایی کردن, عملی کردن
Eine Idee in die Realität übertragen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
بیقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
um
فعل پایه
setzen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
setze um
سومشخص مفرد
setzt um
وجه وصفی حال
umsetzend
گذشته ساده
setzte um
اسم مفعول
umgesetzt
مثالها
Das Projekt wurde erfolgreich umgesetzt.
پروژه با موفقیت اجرا شد.



























