جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
umgehen
01
اجتناب کردن, دوری کردن
Einer Sache ausweichen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
بیقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
um
فعل پایه
gehen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
umgehe
سومشخص مفرد
umgeht
وجه وصفی حال
umgehend
گذشته ساده
umging
اسم مفعول
umgangen
مثالها
Diese App hilft dir, Gebühren zu umgehen.
این برنامه به شما کمک میکند تا هزینهها را دور بزنید.
02
کنار آمدن, رفتار کردن
Mit jemandem oder etwas in bestimmter Weise interagieren
مثالها
Er weiß nicht, wie er mit Stress umgehen soll.
او نمیداند چگونه با استرس کنار بیاید.
03
پخش شدن
Sich verbreiten
مثالها
Die Grippe geht gerade in der Schule um.
آنفولانزا در حال حاضر در مدرسه در حال گسترش است.
04
رفت و آمد کردن
Als Geist oder Gespenst an einem Ort erscheinen
مثالها
Sie versucht, die Steuerprüfung zu umgehen.
او سعی میکند از حسابرسی مالیاتی اجتناب کند.



























