جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stammen
01
اهل (جایی) بودن, اصالت از (جایی) داشتن، (از جایی) آمدن
Von einem Ort kommen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
فعل کمکی
sein
اولشخص مفرد
stamme
سومشخص مفرد
stammt
وجه وصفی حال
stammend
گذشته ساده
stammte
اسم مفعول
gestammt
مثالها
Dieses Produkt stammt aus Deutschland.
این محصول از آلمان میآید.
02
(از چیزی) تولید شدن, (از جایی) آمدن
Von etwas produziert oder hergeleitet sein
مثالها
Viele Traditionen stammen aus alten Zeiten.
بسیاری از سنتها از دوران قدیم نشأت میگیرند.



























