جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sitzen
01
نشستن
Auf etwas mit dem Po sein
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
بیقاعده
فعل کمکی
either
اولشخص مفرد
sitze
سومشخص مفرد
sitzt
وجه وصفی حال
sitzend
گذشته ساده
saß
اسم مفعول
gesessen
مثالها
Sie sitzt im Auto.
او در ماشین نشسته است.



























