جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
schieflaufen
01
به مشکل خوردن, اشتباه پیش رفتن، خراب شدن
Nicht wie geplant verlaufen
مثالها
Die Feier ist wegen des Regens schiefgegangen.
جشن به دلیل باران به اشتباه رفت.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به مشکل خوردن, اشتباه پیش رفتن، خراب شدن