جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
richten
[past form: richtete]
01
وابسته بودن, تابع بودن
Durch etwas bestimmt werden
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
richte
سومشخص مفرد
richtet
وجه وصفی حال
richtend
گذشته ساده
richtete
اسم مفعول
gerichtet
مثالها
Die Öffnungszeiten richten sich nach der Jahreszeit.
ساعات کاری بر اساس فصل تنظیم میشود.



























