rein
Pronunciation
/ʁaɪn/

تعریف و معنی "rein"در زبان آلمانی

rein
01

خالص, تمیز، محض

Ohne fremde Zusätze
rein definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am reinsten
شکل تفضیلی
reiner
درجه‌پذیر
صرف‌پذیر
مثال‌ها
Er half ihr aus reiner Liebe.
او به او از روی عشق خالص کمک کرد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه