جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
reihum
01
بهترتیب, بهنوبت
Nacheinander in einer festgelegten Ordnung
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
Die Kinder durften reihum das Spielzeug ausprobieren.
کودکان اجازه داشتند اسباببازی را به نوبت امتحان کنند.



























