جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Reflex
01
بازتاب, انعکاس
Die Rückstrahlung von Licht, Schall oder Wellen an einer Oberfläche
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Reflexes
شکل جمع
Reflexe
مثالها
Ultraschallgeräte messen den Reflex der Schallwellen.
دستگاههای فراصوت بازتاب امواج صوتی را اندازهگیری میکنند.
02
واکنش غیرارادی, رفلکس
Eine automatische, unbewusste Reaktion des Körpers auf einen Reiz
مثالها
Bei Gefahr zeigen Tiere Fluchtreflexe.
در صورت خطر، حیوانات رفلکسهای فرار نشان میدهند.
درخت واژگانی
reflex
flex



























