جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rasieren
[past form: rasierte]
01
(صورت خود را) اصلاح کردن, با تیغ اصلاح کردن
Haare mit einem Rasierer entfernen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
rasiere
سومشخص مفرد
rasiert
وجه وصفی حال
rasierend
گذشته ساده
rasierte
اسم مفعول
rasiert
مثالها
Nach dem Rasieren benutze ich immer After-Shave.
بعد از اصلاح، همیشه از لوسیون بعد از اصلاح استفاده میکنم.



























