جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
picknicken
01
پیکنیک رفتن
Draußen essen und Zeit verbringen, meist im Park oder in der Natur
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
picknicke
سومشخص مفرد
picknickt
وجه وصفی حال
picknickend
گذشته ساده
picknickte
اسم مفعول
gepicknickt
مثالها
Wir wollen am Sonntag im Park picknicken.
ما میخواهیم یکشنبه در پارک پیک نیک برویم.



























