جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nebenbei
01
ضمنا, همچنین، علاوه بر این
Etwas tun, während man gleichzeitig etwas anderes macht
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
Sie kocht und schaut nebenbei Fernsehen.
او آشپزی میکند و همزمان تلویزیون تماشا میکند.



























