جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
merken
01
متوجه شدن, تشخیص دادن
Etwas durch Beobachtung oder Gefühl erkennen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
merke
سومشخص مفرد
merkt
وجه وصفی حال
merkend
گذشته ساده
merkte
اسم مفعول
gemerkt
مثالها
Er merkt nichts von der Veränderung.
او هیچ چیز از تغییر را متوجه نمیشود.
02
به خاطر سپردن, حفظ کردن
Etwas im Gedächtnis behalten
مثالها
Merk dir die Telefonnummer!
شماره تلفن را به خاطر بسپار !



























