جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Lärm
[gender: masculine]
01
سروصدا, نویز
Unangenehme oder störende Geräusche
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Lärm(e)s
مثالها
Nach Mitternacht sollte kein Lärm mehr sein.
بعد از نیمهشب، نباید سر و صدا بیشتری وجود داشته باشد.



























