جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
laut
01
بلند, پر سروصدا
Mit hoher Lautstärke
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am lautesten
شکل تفضیلی
lauter
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Der Fernseher ist lauter als das Radio.
تلویزیون پر سر و صداتر از رادیو است.
laut
01
طبق, بهگفته، براساس
Entsprechend einer Quelle oder Regel
اطلاعات دستوری
مثالها
Laut Wetterbericht regnet es morgen.
بر اساس گزارش هواشناسی، فردا باران خواهد آمد.
Der Laut
[gender: masculine]
01
صدا, آوا
Hörbares Schallereignis
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Laut(e)s
شکل جمع
Laute
مثالها
Der Laut des Windes ist beruhigend.
صدای باد آرامشبخش است.



























