جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
kreuzen
[past form: kreuzte]
01
گشت زدن, گشتن
Sich durch ein Gebiet bewegen, ohne ein genaues Ziel zu haben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
بیقاعده
فعل کمکی
either
اولشخص مفرد
kreuze
سومشخص مفرد
kreuzt
وجه وصفی حال
kreuzend
گذشته ساده
kreuzte
اسم مفعول
gekreuzt
مثالها
Die Polizei kreuzte durch die Straßen der Stadt.
پلیس در خیابانهای شهر گشت میزد.



























