جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
knusprig
01
برشته
So, dass etwas außen fest und knackig ist
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am knusprigsten
شکل تفضیلی
knuspriger
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Ich mag knusprige Pommes am liebsten.
من بیشتر از همه سیبزمینی سرخکرده ترد را دوست دارم.



























