جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Knochenjob
01
کار دشوار, کار طاقتفرسا
Eine äußerst anstrengende, körperlich oder mental fordernde Arbeit
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Knochenjobs
شکل جمع
Knochenjobs
مثالها
Die Arbeit auf dem Bau ist ein echter Knochenjob.
کار در ساختوساز یک کار طاقتفرسا واقعی است.



























