جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
klein
01
کوچک
Von geringer räumlicher Ausdehnung
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
kleinste-
شکل تفضیلی
kleiner
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Ich trage Größe klein.
من سایز کوچک میپوشم.
02
قدکوتاه
Nicht groß gewachsen
مثالها
Er ist kleiner als ich.
او از من کوتاهتر است.



























