جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Häufigkeit
01
تناوب, بسامد، کثرت
Wie oft etwas passiert oder vorkommt
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
Häufigkeiten
شکل ملکی
Häufigkeit
مثالها
Die Häufigkeit der Fehler ist gestiegen.
فرکانس خطاها افزایش یافته است.
LanGeek



























