جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
häufig
01
مداوم, با تکرار، مکرر
In kurzen Abständen wiederkehrend oder oft vorkommend
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am häufigsten
شکل تفضیلی
häufiger
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Er macht häufig Pausen während der Arbeit.
او مکرراً در حین کار استراحت میکند.



























