جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Das Hilfsmittel
[gender: neuter]
01
وسیله کمکی, ابزار کمکی
Ein Werkzeug oder Gerät, das eine Tätigkeit erleichtert oder eine Beeinträchtigung ausgleicht
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
خنثی
شکل ملکی
Hilfsmittels
شکل جمع
Hilfsmittel
مثالها
Hilfsmittel können auch digitale Apps sein.
ابزارهای کمکی همچنین میتوانند برنامههای دیجیتالی باشند.



























