جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
groß
[comparative form: größer][superlative form: größte-]
01
بزرگ
Von beträchtlicher Größe oder Ausmaß
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
größte-
شکل تفضیلی
größer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Berlin ist eine große Stadt.
برلین یک شهر بزرگ است.
02
قدبلند
Von hoher Körpergröße
مثالها
Sie ist größer als ich.
او از من بلندتر است.
03
زیاد, شدید، قوی
In hohem Maße
مثالها
Wir haben große Hoffnung.
ما امید بزرگ داریم.



























