جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
groß
01
بزرگ
Von beträchtlicher Größe oder Ausmaß
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
größte-
شکل تفضیلی
größer
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Wir haben ein großes Haus.
ما یک خانه بزرگ داریم.
02
قدبلند
Von hoher Körpergröße
مثالها
Mein Bruder ist sehr groß.
برادرم بسیار بلند است.
03
زیاد, شدید، قوی
In hohem Maße
مثالها
Ich habe keinen großen Hunger.
من خیلی گرسنه نیستم.



























