جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gewöhnlich
01
معمولا, به طور عادی
In der Regel
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
Gewöhnlich stehe ich um 7 Uhr auf.
معمولاً, من ساعت 7 بیدار میشوم.
gewöhnlich
01
معمولی, عادی
Nicht besonders
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
am gewöhnlichsten
شکل تفضیلی
gewöhnlicher
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Er trägt gewöhnliche Kleidung.
او لباسهای معمولی میپوشد.



























