جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
genügen
[past form: genügte]
01
کافی بودن, کفایت کردن
Ausreichend sein
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
genüge
سومشخص مفرد
genügt
وجه وصفی حال
genügend
گذشته ساده
genügte
اسم مفعول
genügt
مثالها
Das Geld genügt für den Einkauf.
پول برای خرید کافی است.



























