جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Gefühlsausbruch
01
بروز احساس
Ein plötzliches, starkes Zeigen von Emotionen
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Gefühlsausbruch(e)s
شکل جمع
Gefühlsausbrüche
مثالها
Nach der Niederlage hatte der Trainer einen Gefühlsausbruch.
پس از شکست، مربی یک انفجار احساسی داشت.



























